تبلیغات
حسین بن علی (ع) و دست انتقام خدایش - پرسش و پاسخ مختاری
 
حسین بن علی (ع) و دست انتقام خدایش

وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ
بزودی ستمکاران خواهند دانست چگونه زیر و زبر می شوند
یکشنبه 13 شهریور 1390 :: نویسنده : میلاد حیدری

ابراهیم بن مالک در کنار بازمانده جنایتکاران کربلا که زیر پرچم مصعب گرد آمده بودند با آنها در یک جبهه قرار گرفت...متاسفانه یکی از فرزندان امیرالمومنین(ع) به نام عمر که توسط حضرت عاق شد، به مصعب پیوست....یکی از وقایعی که در سریال مختارنامه مطابق منابع تاریخی به تصویر کشیده نشد، نحوه شهادت مختار بود...

http://www.entekhab.ir/files/fa/news/1390/4/1/8125_115.jpg

دکتر محمد حسین رجبی (دوانی) معاون پژوهشی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه امام حسین(ع) و کارشناس تاریخ اسلام در گفتگویی که به بهانه سالگرد شهادت مختار(چهاردهم رمضان سال 68 هجرت) صورت گرفت به این اتهامات پاسخ گفت؛ همراه ما باشید:

یکی از اتهام هایی که به شخصیت مختار وارد شده این است که او مسلم بن عقیل را در قیام تنها گذاشت و مسلم را یاری نکرد؛ همچنین در یاری کردن امام حسین(ع) در حادثه کربلا، در این زمینه چه دیدگاهی دارید؟


طبق صریح تاریخ، ایشان به دستور مسلم برای این مأموریت به بیرون از کوفه آمده بود منتها در غیاب مختار عبیدا... زیاد وارد کوفه شد و با رعب و وحشتی که ایجاد کرد مکان آشکار مسلم -که خانه مختار بود- برای او مکشوف شد، بنابراین مسلم مجبور شد که این مکان آشکار را رها کند و به مکانی مخفی برود که خانه هانی بود و همان طور که می دانید عبیدا... بن زیاد از طریق جاسوس خود مخفیگاه مسلم را کشف و برای دستگیری او هانی را احضار کرد.


هانی در خطر مرگ بود که مسلم بن عقیل بناچار قیام کرد، حال آنکه با مختار قرار قیام را نگذاشته بود و مختار هم بی خبر از اینکه چه حوادثی در کوفه رخ داده به این مأموریت رفته بود. در تاریخ آمده که مختار داشت با گروهی از عشایر که بیعت آنها را گرفته بود به طرف کوفه می آمد که در نزدیکی کوفه خبر قیام غیر مترقبه مسلم و شکست قیام و شهادت ایشان را شنید که اتفاقاً افرادی که با او آمده بودند تا به مسلم بپیوندند، وقتی از تسلط عبیدا... زیاد بر کوفه و شهادت مسلم آگاه شدند، مختار را رها کردند و گریختند و برگشتند.


مختار از طرف عبیدا... بن زیاد تحت تعقیب قرار گرفت و مجازات مرگ او را تهدید می کرد با این همه او وارد کوفه شد تا بتواند مسیر مسلم را به نوعی پی بگیرد و دستگیر و به زندان افکنده شد؛ در این فاصله حضرت أبا عبدا...(ع) به کربلا رسیدند و فاجعه عاشورا اتفاق افتاد، حا آنکه مختار در زندان عبیدا... بود، بدین ترتیب ما نمی توانیم نسبت به عدم همراهی مختار با قیام امام حسین(ع) او را مسؤول بدانیم.


مختار چرا با توابین هم پیمان نشد، اهداف آنها که تقریباً یکی بود؟


توابین که فقط در صدد جبران کوتاهی خود درهمراهی نکردن امام حسین(ع) بودند، چون موقعیت آنها با مختار فرق داشت، آنها آزاد بودند و به یاری امام حسین(ع) نرفتند و ترسیدند، بنابراین خود را سرزنش می کردند اما مختار در بند بود و نمی توانست به یاری امام حسین(ع) بشتابد. توابین جوی را ایجاد کرده و عده زیادی از مردم کوفه را تحت تأثیر قرار داده بودند، دراین هنگام بود که مختار پیشنهاد کرد که با همدیگر یکپارچه عمل کنیم، منتها آنها با هم به توافق نرسیدند، توابین قیام کردند و قیام آنها شکست خورد و بازمانده توابین به مختار پیوستند.


چرا در ابتدای حکومت مختار به قاتلان کربلا مانند عمر سعد امان داد و با دیگران هم مدارا داشت؟


حمله یکباره مختار بر عاملان واقعه کربلا که از اشراف کوفه بودند با مقاومت یکپارچه آنها روبه رو می شد، بنابراین مختار به دنبال فرصتی می گشت که آنان سرکشی پیشه کنند و این سرکشی را بهانه برای انتقام از جنایتشان قرار دهد و آنها هم به سبب اینکه مختار توجه زیادی به ایرانی های مسلمان کرده بود و در حقیقت حکومت خود را با یاری ایرانی های مسلمان که از دید اشراف کوفه شهروندان درجه 2 و 3 محسوب می شدند قرار داده بود، از این جهت از او رنجیدند و هنگامی که او ابراهیم بن مالک اشتر را به عنوان فرمانده سپاه برای مقابله با بنی امیه اعزام کرده بود، از خلاء حضور ابراهیم در کوفه استفاده کردند و شورشی را پدید آوردند و حتی نیمی از کوفه را گرفتند و قصد داشتند که کاملاً دولت تازه به قدرت رسیده مختار را براندازند که مختار با زیرکی آنها را مشغول و پیکی برای ابراهیم بن مالک فرستاد و با بازگشت او به کشتار جنایتکاران پرداخت.


فرماندهی و رهبری این شورش را شمر بن ذی الجوشن و شبث بن ربعی بر عهده داشتند. شورش شکست خورد این دو فراری شدند و مختار که بر کوفه غلبه کامل پیدا کرده از این فرصت استفاده کرد و جنایتکاران کربلا را به سزای اعمالشان رساند، بنابراین انتقادی که بعضی به مختار مطرح می کنند که چرا از همان آغاز تسلط بر کوفه به قصاص جنایتکاران کربلا نپرداخت و حتی به برخی از آنها مانند عمر سعد امان داده بود، پاسخ داده می شود.


این کارها تدبیر حکومتی بود و اقتضا می کرد اول به اینها کاری نداشته باشد که اینها را به موضع نیندازد و در برابر او قد علم نکنند، اما همین که فرصت مناسبی پدید آمد به مقابله با آنها بپردازد و آنها را نابود بکند و به همین شکل اتفاق هم افتاد. بدین ترتیب هدف اصلی قیام مختار که قصاص جنایتکاران کربلا تا حد زیادی عملی شده بود با قتل عمر سعد و عوامل برجسته جنایت کربلا و همین طور هلاکت عبیدا... بن زیاد در جنگ با ابراهیم بن مالک به طور کامل محقق شد.


چرا مختار سعی نکرد که حکومت را به اهل بیت(ع) بسپارد؟


مختار درباره قیام و واگذاری خلافت به اهل بیت با آنان مکاتبه ای داشت، حداقل چیزی که در تاریخ ثبت شده با محمد حنفیه مکاتبه ای داشته که البته پاسخی که ایشان داده یا نظر خود ایشان بوده یا از امام سجاد(ع) کسب تکلیف کرده مشخص نیست، اما پاسخ از جانب خاندان امیرالمؤمنین(ع) این بود که ما به این شیوه حکومت را نمی خواهیم، یعنی حکومتی که از طریق قدرت و غلبه نظامی حاصل شده باشد و مردم از ترس و رعب این حاکمیت را پذیرفته باشند، برای ائمه(ع) موضوعیت نداشت، آنها می خواستند مردم با فهم و بصیرت به طرفشان روی بیاورند و آنها را به عنوان رهبران الهی بشناسند و به عنوان وظیفه شرعی اطاعت کنند، بنابراین مختار با برداشت خود فکر می کرد که از طریق قدرت نظامی می تواند حکومت را به ائمه(ع) واگذار کند. متأسفانه از طرف دیگر دو قدرت شوم بنی زبیر و بنی امیه هر کدام از یک طرف دولت نوبنیاد مختار را تهدید کردند.

چه اتفاقی افتاد که حکومت مختار در مدت کوتاهی از بین رفت؟

بروز اختلاف در دستگاه مختار و مسأله دار شدن ابراهیم بن مالک نسبت به مختار، دعوای عرب و عجم در سپاه مختار و ضربه ای که یکی از فرماندهان عرب مختار از روی جهل به ایرانی های مسلمان سپاه مختار وارد کرد دست به دست هم داد و این دولتی که با هدف مقدسی کار خود را آغاز کرده بود در جنگ با مصعب بن زبیر شکست بخورد و ابراهیم بن مالک اشتر که دوست داشت از اقتدار مختار کاسته شود، متأسفانه به یاری او نیامد و در مدت چهار ماهی که مختار در دارالعماره کوفه محاصره بود به یاری او نشتابید و اجازه داد که دشمن بر مختار غلبه پیدا کند و بدین ترتیب با شهادت مختار دولت او هم بعد از مدت هجده ماه به پایان رسید و مختار در چهارده رمضان در حالی که مریض هم بود با زبان تشنه به شهادت رسید.

افرادی که عافیت طلبی پیشه کرده بودند و به سبب بروز اختلافات در اواخر مختار را اطاعت و یاری نکردند و تصور می کردند جان و موقعیت خود را حفظ می کنند، اما بلافاصله بعد از غلبه دشمن بر دارالعماره همه را با وجود دادن امان با ناجوانمردی هرچه تمام تر قتل عام کردند و یکی از بزرگ ترین ناجوانمردی های تاریخ و تاریخ اسلام را رقم زدند.


در مختارنامه به مصعب بن زبیر هم پرداخته شد، در تاریخ مصعب چگونه شخصیتی است؟

مصعب سردار عبدا... زبیر است که با شخص مختار دشمنی دارد. در مجموع شخصیت مثبتی نیست زیرا جنایتکاران کربلا از جمله شبث بن ربعی، محمدبن اشعث و گروه دیگری از این افراد مفسد و جنایتکار را پناه داده بود؛ شمر هم می خواست به او ملحق شود و او هم قصد پذیرایی از شمر را داشت، ولی نیروهای مختار از جمله ابوعمره کیسان (مشهور به کیان) از راه رسیدند و نگذاشتند شمر به بصره و مصعب ملحق شود و او را کشتند.

لذا می توان گفت مصعب بن زبیر به دلیل موقعیتی که دارد و بعد هم جنایتی که در نبرد با مختار انجام داد، دارای شخصیتی منفی اس.در این که جنایتکاران کربلا زیر پرچم مصعب جمع شدند، شکی نیست. حتی متاسفانه یکی از فرزندان امیرالمومنین(ع) به نام عمر که توسط حضرت عاق شد، به مصعب پیوست. او ابتدا وقتی دید مختار به حکومت دست یافته است، خواست از موقعیت خود و این که پسر امیرالمومنین(ع) است، سوءاستفاده کند اما مختار حضورش را نپذیرفت زیرا او در واقعه کربلا به کمک برادرش نرفته بود. از این رو عمر هم به مصعب پیوست و همراه او به جنگ با مختار آمد. البته او قبل از این که با نیروهای مختار رو به رو شود شبانه در خیمه خودش کشته شد و مصعب نتوانست از حضور او سوء استفاده کند.

از نحوه شهادت مختار برایمان بگویید

یکی از وقایعی که در سریال مختارنامه مطابق منابع تاریخی به تصویر کشیده نشد، نحوه شهادت مختار بود. دست اندرکاران مختارنامه برای دراماتیک کردن قصه و جذابیت و تاثیرگذاری آن، تغییراتی را در روایت نحوه شهادت مختار دادند. به نظر من آن چه در مختارنامه درباره شهادت مختار مطرح شد، بد نبود و اتفاقا تاثیرگذار بود و مخاطب را تحت تاثیر قرار داد. خود من واقعا تحت تاثیر آن صحنه ها قرار گرفتم که چگونه مختار در اثر تیرهای بسیاری که به سوی او پرتاب شد از پا در آمد. او خود را داخل مسجد کوفه کشاند و در نزدیکی محراب و منبر حضرت علی(ع) و به نوعی به یاد او به شهادت رسید. این صحنه ها زیبا بود، اما مطابق منابع تاریخی نبود.

در تاریخ آمده است که مختار پس از عقب نشینی به سوی شهر کوفه، در دارالاماره کوفه محاصره شد. او در این مدت چندین بار از دارالاماره خارج شد و با دشمن جنگید و اگر یارانش او را یاری می کردند، امکان پیروزی مختار و غلبه اش بر دشمن بسیار بود. ولی متاسفانه به دلیل ایجاد شکاف و اختلافی که در سپاه او افتاده بود و سرداران نامی و مورد اعتمادش مانند ابو عمره کیسان (کیان) و عبدا...بن کامل از دست رفته بودند، این حوادث باعث تزلزل در سپاه مختار شده بود.

طبق نقل طبری - البته گاهی به برخی نقل های طبری باید با تامل نگاه کرد - ایرانی های سپاه مختار هم پس از آن شکست در حرورا به او مشکوک شدند و به فارسی می  گفتند مختار این بار دروغ گفت. چون مختار به آن ها گفته بود شما لشکریان خدا هستید و پیروز می شوید، لذا وقتی لشکر شکست خورد آن ها نسبت به او بدبین شدند. به همین دلیل هنگامی که مختار در دارالاماره کوفه محاصره شد، سپاهیان او حتی ایرانی ها که اکثریت سپاهش بودند از وی اطاعت نکردند و تحت فرمان او نبودند. به هر حال، نبود ابوعمره کیسان مشهور به کیان ایرانی در این جا به وضوح به چشم می خورد، او در جنگ مزار به شهادت رسیده بود.به دلیل همراهی نکردن سپاه، آن چند باری که مختار از دارالاماره بیرون آمد، عده محدودی همراهش بودند حتی یک بار که بیرون آمده بود موفق شد محاصره کنندگان را تا مساحت طولانی به بیرون براند و حدود ۱۰۰ نفر را به هلاکت برساند؛ حتی یکی از پهلوانان نامی را به دست خودش از پای در آورد.اما چون نیروهای او کم و شمار دشمن زیاد بود، مختار عقب نشینی کرد. در آخرین بار او به نیروهایش هشدار داد که بیرون نیامدن شما و تسلیم شدن در مقابل دشمن، جان شما را حفظ نمی کند، چرا که آن ها به شما به چشم قاتلان بزرگان خود نگاه می کنند و به شما رحم نخواهند کرد، اما اگر همراه من بیرون بیایید، من امید غلبه بر آن ها را دارم. اگر هم پیروز نشویم حداقل شرافتمندانه کشته خواهیم شد. اما جز ۱۹ نفر کسی از او اطاعت نکرد و هنگامی هم که بیرون آمد، همان طور که در مختارنامه نمایش داده شد، رو به سپاهیانش کرد و گفت: فردا پس از من همه شما را همچون گوسفند سر خواهند برید. مختار بیرون آمد، مردانه هم جنگید و شهید شد و آن ۱۹ نفر همراه مختار هم مثل او به شهادت رسیدند.

بر اساس منابع تاریخی دقیقا مختار به چه صورت به شهادت می رسد؟

در تاریخ آمده است مختار در حالی که سوار بر اسب بود، مردانه می جنگید اما از هر سو او را محاصره کرده بودند. دو برادر از قبیله بنی حنیفه به نام های طرفه و طریف، او را غافلگیر کردند و مورد حمله قرار دادند و ضربات سخت و کاری بر مختار وارد کردند. در اثر این ضربات او از اسب بر زمین افتاد و نیروهای دشمن هجوم آوردند و سر مختار را بریدند و برای مصعب بن زبیر فرستادند.

 

قبر مختار کجاست؟

قبر ایشان در شهر کوفه و در جوار بارگاه طفلان مسلم و هانی قرار دارد تا قبل از ساخت و پخش سریال مختارنامه، زائران عتبات عالیات که به کوفه می رفتند سر قبر هانی و طفلان مسلم می رفتند ولی تقریبا کسی سراغی از مختار نمی گرفت. ولی الان که مردم تا حدی با مختار آشنا شده اند و به نوعی ایشان از غربت درآمده است، خیلی ها به زیارت قبر این مرد بزرگ تاریخ اسلام می روند. حتی ضریح ایشان بازسازی شده است و زائران ایرانی و غیرایرانی زائر او می شوند.

http://www.entekhab.ir/files/fa/news/1390/4/1/8125_115.jpg

 

در طول تاریخ قبر مختار مورد توجه بوده است؟

به نظر من همین که برای مختار قبر و بارگاهی ساخته شده است، نشان می دهد که این مرد بزرگ که به خونخواهی امام حسین(ع) برخاست مورد توجه شیعه بوده است ولی نه آن چنان که شایسته مختار بوده است.از برکات سریال مختارنامه این بود که قبر مختار مورد توجه زائران واقع شده است و ایشان مورد احترام و تجلیل قرار می گیرد.

پس از شهادت مختار برای او مراسمی هم توسط شیعیان برگزار شد؟

اولا برگزاری مراسم ترحیم در آن زمان حتی برای ائمه اطهار (ع) به استثنای امام حسین(ع) مرسوم نبوده است.ثانیا زبیری ها آن قدر نسبت به مختار کینه و بغض داشتند که وقتی او به شهادت رسید، دستور دادند که دست های او را ببرند و با میخ بر بالای منبر مسجد کوفه نصب کنند که تا ۷ سال دست های مختار بر فراز منبر مسجد کوفه آویخته بود. ملاحظه این که دست های او خون آلود است و خون نجس است و نباید وارد مسجد شود و... را هم نکردند؛ یعنی این قدر اصول شرعی زیر پا گذاشته می شد . دست های مختار تا زمان قدرت گرفتن حجاج بن یوسف ثقفی آن خونخوار مشهور هم چنان آویزان بود در سال ۷۵ هجری او به نشان این که هم قبیله مختار ثقفی است ، دستور داد دست های مختار را پایین آوردند.

من واقعاً پیشنهاد می کنم در کشور ما به عنوان یک کشور شیعی توجه بیشتری به مختار نشان داده شود و در تقویم کشور سالروز شهادت این مرد بزرگ به ثبت برسد تا هر سال یاد و خاطره مختار توسط شیعیان گرامی داشته شود.

یکی از افراد دیگری که طبق شواهد تاریخی با مصعب همراه شد ابراهیم پسر مالک اشتر نخعی است که در گفت وگوی قبلی که با شما داشتیم، اشاره شد که ابراهیم بر خلاف آن چه مختارنامه نمایش می دهد، دچار بی بصیرتی شد و مختار را رها کرد و به سپاه مصعب پیوست؟

در سریال چهره ابراهیم خیلی مثبت نمایش داده شد. شاید اگر من هم به جای کارگردان بودم، همین کار را می کردم چون بالاخره او پسر شخصیت بزرگی در جهان تشیع است که سردار امام علی (ع) بوده و آن حضرت وقتی مالک به شهادت رسید، در شهادت مالک بی تابی می کردند و فرمودند: جایگاه مالک برای من مانند جایگاه من برای پیامبر(ص) بود. بیننده از پسر چنین شخصیتی انتظار ندارد که دچار بی بصیرتی شود، خیانت کند و عملکرد اشتباهی داشته باشد. به همین دلیل این موارد در فیلم نیامد.حتی مطرح شد که او سابقه دوستی با حضرت عباس(ع) را داشته و یار آن حضرت بوده است. درحالی که در این باره در تاریخ چیزی نقل نشده است.ضمن این که در سریال این طور مطرح شد که او قصد یاری مختار را داشت ولی خیانت ها و شیطنت هایی اجازه نداد که مکاتبات بین مختار و ابراهیم به درستی انجام شود. لذا در اثر تعللی که صورت گرفت ابراهیم نتوانست به یاری مختار بیاید، درحالی که این طور نیست. از مسلمات تاریخ این است که در آن ۴ماهی که مختار در دارالاماره کوفه محاصره بود، ابراهیم فرصت کافی داشت که به کمک او بشتابد. او اگر همچنان اعتقاد به بقای قیام مختار و حقانیت راه او داشت باید خود را به او می رساند ولی این کار را نکرد.

وقتی مصعب بن زبیر و عبدالملک مروانی خلیفه اموی بعد از شهادت مختار برای همکاری از ابراهیم دعوت کردند اگر او به حقیقت صاحب بصیرت بود و هدف مقدسی داشت، باید می فهمید که این دو فاسد و در جبهه باطل هستند، ولی او در دو راهی انتخاب این دو نفر ماند و سرانجام پیشنهاد مصعب را پذیرفت و به قاتل مختار پیوست. این امر به گونه ای برای مصعب ارزشمند بود که وقتی ابراهیم به نزد او آمد از مهلب آن سردار برجسته و باتجربه اش بی نیاز شد و او را برای حکومت به خراسان فرستاد و ابراهیم فرمانده و سردار اصلی مصعب شد. این لغزش و عملکرد اشتباه از ابراهیم سرزده است

و جالب است که وقتی ما دقت می کنیم می بینیم در لسان اهل بیت (ع) در تجلیل از مختار فرمایشاتی داریم ولی اصلا آن بزرگواران از ابراهیم یادی نکردند و در مدح او نکته ای را نفرمودند. با این که ابراهیم قاتل عبیدا...بن زیاد بود و سر او را برای مختار فرستاد و مختار سر را برای امام سجاد(ع) و اهل بیت(ع) فرستاد و دل آن ها شاد شد. بنابراین اگر ابراهیم به خطا نمی رفت و عملکرد مثبتی می داشت، به ویژه این که فرزند مالک اشتر با آن سوابق درخشان هم بود، پس باید در لسان اهل بیت (ع) مورد تمجید قرار می گرفت ولی هیچ مطلبی درباره ابراهیم از لسان اهل بیت(ع) نداریم.در نهایت ابراهیم در جنگی که بین مصعب و عبدالملک مروان رخ داد، درحالی که سردار مصعب از او دفاع می کرد، کشته شد. سر ابراهیم را هم بریدند و جنازه اش را آتش زدند.

سرانجام مصعب و ابراهیم چه شد، یعنی چگونه شد که حجاج بر آنها پیروز شد و حکومت کوفه را در دست گرفت؟

مختار در سال 68 به شهادت رسید و ابراهیم بن مالک و مصعب در سال 71 در جنگ با عبدالملک کشته شدند، اتفاقاً پسرعموی مختار که به عبدالملک مروان پیوسته بود مصعب را کشت و در حقیقت به نوعی انتقام شهادت مختار گرفته شد. عبدالملک بر عراق و توابع عراق مستولی شد و سال بعد هم سردار او حجاج بن یوسف به مکه حمله برد و عبدالله بن زبیر را در کنار کعبه کشت و فاجعه دیگری در هتک حرمت مکه پدید آوردند و دوباره کعبه ویران شد و خون های فراوانی در محوطه مسجدالحرام ریخته شد به گونه ای که تا مدت ها هرچه آب از زمزم می کشیدند خونین بود و دولت زبیریان هم در سال 72 کاملاً از بین رفت و عالم اسلام به دست شاخه مروانی بنی امیه افتاد و حجاج هم حکومت کوفه را در دست گرفت.

با این که گفته می شود مسلمانان ایرانی به مختار علاقه بسیاری داشتند و در مقابل او هم به ایرانی ها علاقه مند بود و به آن ها اعتماد داشت، اما در نهایت ایرانی ها هم مختار را تنها گذاشتند؛ چرا؟

رمز موفقیت مختار این بود که ستون فقرات حکومت و برخی از سرداران سپاهش را ایرانی ها تشکیل می دادند.حتی وقتی کسی مثل ابراهیم مالک اشتر خواست به جنگ عبیدا...بن زیاد برود، یکی از فرماندهان عبیدا... که می خواست به او خیانت کند، وقتی شبانه وارد اردوگاه ابراهیم شد، با تاسف رو به ابراهیم کرد و به او گفت از وقتی من وارد اردوگاه تو شدم تا به تو رسیدم، زبان عربی و مکالمه عربی نشنیدم؛ همه فارسی سخن می گویند و تو چطوری می خواهی با این عجم ها در برابر عبیدا... بایستی. البته ابراهیم پاسخ محکمی به او داد و گفت اگر من جز مور، یاری نداشتم با شامیان مقابله می کردم چه برسد به این ها که فرزندان شجاعان عجم هستند.

این که در آخر کار ایرانی ها با مختار همراه نشدند به دلیل خیانت هایی بود که صورت گرفت. عبدا... وهب که از سرداران مختار و عرب بود و دل خوشی از ایرانی ها نداشت، درمزار خیانتی را مرتکب شد و یکی از سرداران مختار را مجبور کرد که ایرانی ها را از حالت سواره خارج کند تا اولین لطمات به ایرانی ها وارد شود. در آن جا وهب بذر اختلاف بین عرب و عجم را کاشت. وقتی ایرانی ها در آن نبرد تار و مار شدند، اعتمادشان را به مختار از دست دادند. به ویژه که فرمانده شجاعشان که به مختار بسیار علاقه مند بود، یعنی ابو عمره کیسان آن جا کشته شد. این دو دستگی ها ادامه یافت و آن ها در نهایت مختار را تنها گذاشتند درحالی که در طول قیام مختار همراه او بودند ولی پس از شکست در مزار و حرورادر نقطه نهایی با مختار همراهی نکردند. و در مقابل مختار کوتاهی کردند و بعد شهادت مختار هم همه نیروهای ایرانی قتل عام شدند.

در اوایلی که پخش سریال مختارنامه آغاز شده بود، حتی مورخان هم نگاه جامع و شفافی نسبت به او نداشتند و خیلی محافظه کارانه درباره اش حرف می زدند و به مواردی اشاره می کردند که در تاریخ از قول مورخان جریان خلافت ذکر شده بود. براساس آن نقل ها مختار اصلا دارای شخصیت مثبتی نیست. به نظرتان مختارنامه تا چه اندازه موجب شد تا نگاه نسبت به مختار واقعی و برگرفته از حقیقت باشد؟

من بارها در همان برنامه های هنگام درنگ متذکر شدم که مختار را نمی توان صرفا از دل تاریخ شناخت. اگر کسی بخواهد مختار را از طریق تاریخی بشناسد که جریان خلافت نوشته اند، مختار اصلا چهره مثبتی ندارد. مختاری که اشرافیت عرب را به عنوان جنایتکاران کربلا در هم کوبید و آن ها را از هستی ساقط کرد، مورد خشم و بغض بیشتر مورخان خلافت است.در این متون تاریخی شخصیت مختار به شدت تخریب شده و به نوعی ابواسحاق را ترور شخصیتی کرده اند و هر فضیحت و نسبت ناروایی هم که ممکن بوده است، به او داده اند و همه فضیلت های او را از تاریخ حذف کرده اند.به اعتقاد من مختار حقیقی را می توان از دل همین تاریخ نوشته شده توسط جریان خلافت و دشمنان مختار به اضافه احادیث اهل بیت(ع) شناخت.در احادیث مسلم و متقن، مختار مورد مدح قرار گرفته است.

اگرچه احادیثی در ذم او هم داریم ولی اهل فن ثابت کرده اند که این احادیث مجعول و ساختگی است و گاهی هم این احادیث در مقام تقیه گفته شده است.در مجموع می توان گفت عملکرد و شخصیت مختار مورد تایید و تجلیل اهل بیت(ع) بوده است اهل بیت(ع) برای مختار طلب رحمت کرده اند که بالاتر از مغفرت است. وقتی امام معصوم(ع) برای کسی طلب رحمت کند نشان دهنده تایید او توسط امام (ع) است و دعای امام (ع) هم قطعا مستجاب می شود. به یقین مختار در درگاه الهی مقام شامخی دارد و روزی خوار نعمت های الهی است.





نوع مطلب : مختار ثقفی، 
برچسب ها : پرسش و پاسخ مختاری، مختار، مختار ثقفی، داستان کامل مختار ثقفی، خوانخواهی از قاتلین حسین بن علی، حضرت امام حسین (ع) قاتلین حسین،


    


درباره وبلاگ

مجموعه مختارنامه روایتگر زندگی یكی از شخصیت های بزرگ تاریخ شیعه ، مختاربن ابوعبیده ثقفی است كه پس از واقعه جانسوز عاشورا به خونخواهی از حضرت سید الشهداء (ع) برخاست و در سال 66 هجری قیام خود را آشكار كرد و موفق شد بر دشمنان اهل بیت غلبه یافته و اكثر قریب به اتفاق كسانی را كه در واقعة عاشورا دست داشتند به سزای اعمال زشتشان برساند .

آدرسهای دیگر سایت :
wWw.mokhtarnameh.3de.ir
wWw.mokhtarnameh.sub.ir
wWw.mokhtarnameh.tk

ایمیل مدیر: milad_heydari_2010@yahoo.com

مدیر وبلاگ : میلاد حیدری
نویسندگان
-->
نظرسنجی
بهترین بازیگر مختارنامه کیست؟











جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :